هشیاری خالص...
حكيم ستارهشناسي چشمش به بودا افتاد. بسيار شگفت زده شد.
او هرگز چنان وقار و زيبايي را نديده بود. بودا زير درختي
نشسته و در حال مراقبه بود. حكيم جلو رفت و با ادب پرسيد:
آيا تو يك فرشته هستي؟! آيا از بهشت فرود آمدي؟! من تاكنون
چنين وقاري را روي زمين نديدهام. تو كيستي؟! آيا تو يك
مطرب الهي هستي؟!
در اساطير هندي گاندارواها موسيقيدانهاي الهي هستند. آنان
بسيار با وقار و متين هستند. خود حضور آنان موسيقي است.
فقط با حضور ايشان تو شروع ميكني به شنيدن نواهاي بهشتي
و آن ستارهشناس، توانست موسيقي اطراف بودا را بشنود.
بودا پاسخ داد: من نه فرشته هستم و نه مطرب الهي.
حكيم پرسيد: پس تو كيستي؟! آيا فقط يك بشري؟!
بودا گفت: نه، بشر هم نيستم!
حكيم پرسيد: پس كيستي؟!
بودا گفت: من هشياري هستم!
آري، هشياري، فقط هشياري، هشياري خالص و انسان تنها
در اين حالت است كه ارضاء ميشود. آنگاه زندگي سعادت
است.