مهمترین آرزو...

هيچ فكر كرده‌ايد كه اگر در تمام عمرتان فقط يكبار اجازه پيدا كنيد كه

خواهشي از بزرگي بكنيد، چه خواهشي خواهيد كرد و چه خواسته‌اي را

مقدم خواهيد داشت؟! در دعا وضع ما چنين است. ما ملزم هستيم كه

هميشه دعا كنيم. ولي هيچ معلوم نيست كه همواره ما را راه بدهند.

لذا هميشه بايد حول و حوش خواسته اصلي خود فكر كنيم و بر آن پا

فشاري كنيم. يعني دعاي بي فكر و تامل و مقلدوار، فايده چنداني ندارد.

دعا بايد از دل و از عمق جان بجوشد و مسبوق به تامل عميق باشد

و آدمي از سر آگاهي و پس از بررسي كافي از نقصان‌هاي خود، و

واقعا براي تكميل وجود ناقص خويش، آن را بر زبان آورد. چنين

دعايي است كه به راستي و هم اجابش بسيار شيرين است. همانطور

كه در مورد نماز گفته‌اند:( چنان نماز بگزار كه گويي آخرين نماز

توست) در باب دعا هم آدمي بايد چنان دعا كند كه گويي آخرين دعاي

اوست. لذا بايد فرصت‌جويانه، مهمترين و حساب شده‌ترين خواسته‌هايش

را با خداي خود در ميان بگذارد؛ آنهم نه يكبار و دوبار، بلكه بسيار

انسان نيازمند و اهل درد، از طلب نمي‌ايستد. اين در را بايد بسيار

كوفت. ملول شدن علامت بي‌دردان است. در بذرافشاني نيز شما

بايد بذر بسيار بپاشيد تا از آن ميان، چند تايي بگيرد و سبز شود.

يك چشم زدن غافل از آن ماه نباشي

شايد كه نگاهي كند آگاه نباشي

فقط يكبار ممكن است كه نگاه خداوند با نگاه ما تلاقي كند و اين

تنها حظ ما در تمام عمرمان باشد. حلاوت مساله هم در همين جاست

كه آدمي نمي‌داند كه آن يكبار كي است. همين اميدبخش است. لذا

هميشه بايد مستعد و آماده باشد و بداند كه چه مي‌خواهد. اگر

خداوند يكبار با رحمت و عظمت خويش به ديدارمان بيايد و

بپرسد كه از من چه مي‌خواهي، ما چه چيز را به عنوان والاترين

نياز عرضه خواهيم كرد.

ما تعیین کننده ایم!!!

10 درصد از زندگي، آن چيزي است که براي ما اتفاق مي‌‌افتد

و 90 درصد از زندگي را خود ما با واکنش‌هايمان به امور تعيين مي‌کنيم.

يعني ما واقعا بر 10 درصد از اتفاقاتي که برايمان مي‌افتد هيچ

کنترلي نداريم. ما نمي‌توانيم ماشين در حال سقوطي را از سقوط

کردن بازداريم. هواپيما ممکن است دير برسد و تمام زمان‌بندي‌هاي

ما را بهم بريزد. يک راننده ديگر ممکن است ما را در ترافيک

اسير کند. ما بر اين 10 درصد هيچ کنترلي نداريم. اما، 90 درصد

ديگر، فرق دارند. 90 درصد بقيه را « شما » تعيين مي‌کنيد.

آن هم با عکس‌العمل‌هايتان.

به عنوان مثال؛ شما با خانواده‌تان در حال صرف صبحانه هستيد.

دست دخترتان به فنجان قهوه مي‌‌خورد و فنجان روي لباس کار شما

مي‌ريزد. شما روي اين اتفاق، هيچ کنترلي نداريد. بعد چه اتفاقي مي‌افتد؟

اين، با واکنش شما تعيين مي‌شود. شما فرياد مي‌زنيد. دخترتان را

به خاطر ريختن قهوه، با خشونت سرزنش مي‌‌کنيد. او شروع به گريه

مي‌کند. بعد از سرزنش دختر، رو به همسرتان کرده و او را به خاطر

گذاشتن فنجان نزديک لبه ميز مؤاخذه مي‌کنيد و يک درگيري لفظي پيش

مي‌آيد. با عصبانيت، به طبقه بالا رفته و لباستان را عوض مي‌‌کنيد.

به طبقه پائين برگشته و دخترتان را مي‌‌بينيد که در حاليکه گريه مي‌‌کند،

مشغول تمام کردن صبحانه‌اش است تا براي رفتن به مدرسه حاضر شود.

او از سرويس مدرسه هم جا مي‌‌ماند. همسرتان رفته، چون بايد زودتر سر

کارش مي‌رسيد. شما به سوي ماشين مي‌‌دويد تا سريع‌تر دخترتان را به

مدرسه برسانيد. چون دير شده، با سرعت 70 کيلومتر در ساعت، در جايي

که حداکثر سرعت مجاز، 50 کيلومتر بر ساعت است مي‌‌رانيد. با 15

دقيقه تأخير و پرداخت جريمه، به مدرسه مي‌رسيد. دختر شما، بدون

خداحافظي، پياده شده و به طرف ساختمان مدرسه مي‌‌رود. پس از رسيدن

به محل کار، و با 20 دقيقه تأخير، متوجه مي‌‌شويد که کيفتان را جا

گذاشته‌ايد! امروز بسيار بد شروع شد. اينطور که پيش مي‌رود، به نظر

مي‌‌رسد بدتر و بدتر شود. به هر حال منتظر مي‌‌مانيد تا به خانه برسيد

و به خانه که مي‌‌رسيد، متوجه اشکالي در رابطه همسر و دخترتان با

خود مي‌شويد. چرا؟ به خاطر رفتاري که صبح انجام داديد.

الف) آيا قهوه باعث شد؟

ب) آيا دختر کوچک باعث شد؟

ج) آيا پليس باعث شد؟

د) آيا « شما » باعث شديد؟

درست است! جواب، گزينه « د » است.

شما هيچ کنترلي بر اتفاقي که براي فنجان قهوه افتاد نداشتيد. اما

چگونگي واکنش شما در آن 5 ثانيه باعث پديد آمدن آن روز بد شد.

اين چيزي است که آن روز، مي‌‌توانست و مي‌ بايد اتفاق مي‌افتاد:

قهوه روي لباس شما مي‌‌ريزد. دخترتان بغض مي‌ کند.

شما به ملايمت مي‌گوييد: « اشکالي نداره عزيزم، فقط از اين به

بعد بيشتر دقت کن » سريع، يک حوله برمي‌داريد و به اتاق بالا

مي‌‌رويد، لباستان را عوض مي‌‌‌کنيد. کيفتان را برمي‌‌داريد، مي‌‌رويد

طبقه پائين. از پشت پنجره، دخترتان را مي‌بينيد که سوار سرويس

مدرسه‌اش مي‌‌شود. او برمي‌‌گردد و براي شما دست تکان مي‌دهد.

شما 5 دقيقه زودتر، با سلامي شادمانه به همکاران، از راه مي‌‌رسيد.

تفاوت را احساس مي‌کنيد؟

دو سناريوي متفاوت؛ هر دو با يک شروع و هر کدام، با پاياني متفاوت؛

چرا؟ به خاطر نوع واکنش ما. ما، واقعا بيش از 10 درصد بر چيزي

که در زندگي‌مان اتفاق افتاد، کنترل نداشتيم. 90 درصد بقيه، با

واکنش ما مشخص شده است!!!

مهمترین حاجات...

تصور ناصواب در باره دعا اين است كه گمان كنيم كه روح دعا

كردن، حاجت خواستن از خداوند است. البته بسياري از دعاهاي

مشهور مشتمل بر همين حوايج مادي و معيشتي انسان است. اما

اينها از قبيل جايزه‌هايي است كه در مدرسه و مكتب به كودكان

مي‌دهند تا دلشان را به دست آورند و به كمند تشويق، آنان را به

مراحل بالاتري برسانند. نبايد كه گمان كرد فايده دعا فقط در

استجابت آن محقق مي‌گردد، هرچند خداوند خود ما را دعوت

به دعا كرده و قول اجابت آن را هم به ما داده و با آن كه طلبكار

نبوديم و حق طلبكاري نداشتيم او خودش را بدهكار ما كرده است.

اما آدمي بايد بسيار محروم باشد، اگر از اين خوان كريمانه

بهره‌هاي اندك ببرد. مهمترين حاجت ما خود خداست. بايد او را

بخواهيم و بخوانيم. بقيه همه فرع بر اين است. براي ما هيچ چيز

بالاتر از اين نيست كه جايي او گريبان ما را بگيرد. همين درگير

شدن با او، همه مراد و مقصد و مطلوب ماست. فكرش را بكنيد

كه اگر او به ما بي‌اعتنايي مي‌كرد، چه مي‌توانستيم بكنيم؟!

بيخود شده‌ام اما بي‌خودتر از اين خواهم

با چشم تو مي‌گويم من مست چنين خواهم

من تخت نمي‌خواهم من تاج نمي‌خواهم

در خدمتت افتاده بر روي زمين خواهم

آن يار نكوي من بگرفت گلوي من

گفتا كه چه مي‌خواهي گفتم كه همين خواهم

اگر خداوند اذن نداده بود و پيامبران به ما نياموخته بودند كه

آدمي مي تواند از محبت و عشق الهي دم بزند و حظ و نصيبي ببرد

ما چگونه اين گنج را كشف مي‌كرديم؟! آنان بودند كه به ما

اين دليري را دادند كه مي‌توان بسوي خدا رفت، مي‌توان به او

عشق ورزيد، و مي‌توان با او سخن گفت و مي‌توان از او خود

او را طلب كرد.

مسیح مریم...

مبارك باشد بر آنهائي كه روحشان پاك و آسوده است.

كساني كه در دست تعلقاتشان اسير نيستند و آزادند.

مبارك باد بر كساني كه درد و رنج را به ياد مي‌آورند

و در حين رنج، اميد و شادي دارند.

مبارك باد بر كساني كه كرم و بردباري پيشه كرده‌اند،

زيرا كرمشان برايشان بهترين همدردي و بردباريشان

بهترين تسكين است.

مبارك باد بر كساني كه دلشان پاكيزه شده است، زيرا

به خداوند نزديكند.

مبارك باد بر دعوت كنندگان به صلح كه روحشان فراتر

از خصومت‌ها در پرواز است و ساحت آفريدگار را به

باغ و بوستان مبدل خواهند ساخت.

قبلا به شما گفته بودند كسي را به قتل نرسانيد اما

من مي‌گويم خشم نگيريد و تلاش كنيد كه شما را به

خشم نياورند.

شما قبل از آنكه به عبادتگاه برويد، بايد به نزد

برادرانتان برويد، با آنان از در سازش درآييد و به

خوبي رفتار كنيد. كريم باشيد و مايل به بخشش كه

همسايگان‌تان از آن بهره ببرند.به شما گفته‌اند چشم

در برابر چشم و دندان در ازاي دندان. اما من به

شما مي‌گويم در پي شر نرويد، زيرا پيگيري شر

نفتي است كه به آن دامن مي‌زند و شر را شعله‌ور

مي‌سازد.

دل مشغول فردا نباشيد. بهتر است كه به امروزتان

فكر كنيد. كافي است ببينيد امروز چه شگفتي‌ها و

معجزاتي را براي شما در بر دارد.

ميلاد سلطان سرزمين عشق و محبت، مسيح مريم

بر دوستداران آرامش مريمي و محبت عيسوي

مبارك باد.