هيچ فكر كرده‌ايد كه اگر در تمام عمرتان فقط يكبار اجازه پيدا كنيد كه

خواهشي از بزرگي بكنيد، چه خواهشي خواهيد كرد و چه خواسته‌اي را

مقدم خواهيد داشت؟! در دعا وضع ما چنين است. ما ملزم هستيم كه

هميشه دعا كنيم. ولي هيچ معلوم نيست كه همواره ما را راه بدهند.

لذا هميشه بايد حول و حوش خواسته اصلي خود فكر كنيم و بر آن پا

فشاري كنيم. يعني دعاي بي فكر و تامل و مقلدوار، فايده چنداني ندارد.

دعا بايد از دل و از عمق جان بجوشد و مسبوق به تامل عميق باشد

و آدمي از سر آگاهي و پس از بررسي كافي از نقصان‌هاي خود، و

واقعا براي تكميل وجود ناقص خويش، آن را بر زبان آورد. چنين

دعايي است كه به راستي و هم اجابش بسيار شيرين است. همانطور

كه در مورد نماز گفته‌اند:( چنان نماز بگزار كه گويي آخرين نماز

توست) در باب دعا هم آدمي بايد چنان دعا كند كه گويي آخرين دعاي

اوست. لذا بايد فرصت‌جويانه، مهمترين و حساب شده‌ترين خواسته‌هايش

را با خداي خود در ميان بگذارد؛ آنهم نه يكبار و دوبار، بلكه بسيار

انسان نيازمند و اهل درد، از طلب نمي‌ايستد. اين در را بايد بسيار

كوفت. ملول شدن علامت بي‌دردان است. در بذرافشاني نيز شما

بايد بذر بسيار بپاشيد تا از آن ميان، چند تايي بگيرد و سبز شود.

يك چشم زدن غافل از آن ماه نباشي

شايد كه نگاهي كند آگاه نباشي

فقط يكبار ممكن است كه نگاه خداوند با نگاه ما تلاقي كند و اين

تنها حظ ما در تمام عمرمان باشد. حلاوت مساله هم در همين جاست

كه آدمي نمي‌داند كه آن يكبار كي است. همين اميدبخش است. لذا

هميشه بايد مستعد و آماده باشد و بداند كه چه مي‌خواهد. اگر

خداوند يكبار با رحمت و عظمت خويش به ديدارمان بيايد و

بپرسد كه از من چه مي‌خواهي، ما چه چيز را به عنوان والاترين

نياز عرضه خواهيم كرد.