در محضر خداوند...
بشر حافي را ديدند كه هنگام مرگ سخت ميگريست.
پرسيدند: اي بشر! مگر دنيا را دوست داري و از
مرگ هراس داري؟! بشر گفت: نه! ولي بر خداوند
رسيدن و در محضر او ايستادن كاري بس بزرگ و
سهمگين است.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۰ ساعت 4:55 توسط علي
|