ما گرفتار جزئيات چيزهاي بي‌اهميت مي‌شويم. به قدري در جزئيات

غرق مي‌شويم كه زندگي به سرعت و بي‌آنكه متوجه آن بشويم از كنارمان

عبور ميكند. با رها كردن آنچه مهم نيست، مي‌توانيم مجددا در مسير

درست به حركت درآييم. بهترين روش براي رسيدن به اين منظور

داشتن مشرب خوش است. اينكه به خودمان بخنديم، به موقعيت‌مان

بخنديم، اما هرگز به ديگران نخنديم. زندگي براي زندگي كردن است،

براي لذت بردن از آفتاب است. براي اين نيست كه در شرايط

وحشتناكي قرار بگيريم آن هم مثلا به اين دليل كه چند تخم مرغ

از دست‌مان روي كف سوپر ماركت افتاد.

خنديدن به خود، تاثير مثبت دوگانه دارد: اول آنكه تنش را از بين

مي‌برد و به ما احساسي از تناسب مي‌دهد، دوم اينكه تاثيري فيزيكي

و جسماني برجاي مي‌گذارد و به ما امكان مي‌دهد تا در زندگي

چشم‌انداز بهتري داشته باشيم.