تقدیم به ...
قدرداني مانند بيمه نامه است، بايد هرازگاهي آن را تمديد كرد...
تقديم به زنان زندگيام!!!
كه به من آموختند از كدام راه بروم، و از كدام راه نروم
كه توان و همدلي آنها چراغ راهم بود و مرا به پيمودن آن
ترغيب كرد، كه ضعف آنها راه را بر من تاريك كرد، و
تشويقم كرد كه باز گردم و راه ديگري را در پيش بگيرم.
تقديم به زنان زندگيام...
كه به من آموختند چگونه زندگي كنم، و چگونه زندگي نكنم
كه بزرگواري و حق شناسي آنها مرا به اوج رساند و به
تسليم در برابر اراده خداوند، و ناخشنودي آنها حسرت دردناكي
را در به هرز رفتن موهبتهاي الهي آنها، در من برانگيخت
و مرا از بيهودگي خودخواهي آگاه كرد.
تقديم به زنان زندگيام...
كه نشانم دادند كه چه كسي هستم، چه كسي نيستم كه عشق،
تشويق و اعتماد آنها، ومهرباني و عطوفت آنها، در سفر
زندگي نگهدارم بود، و مرا با ملايمت به پيش راند
كه ناميدي و بياعتقادي آنها، مرا به عزم و اراده ژرفتري
فراخواند.
تقديم به زنان زندگيام...
كه در تاريكي و نور، عشق را به من آموختند
از ژرفناي دل به اين زنان ميگويم...
سپاسگزارم، زيرا با شادماني و ايثار شما بود
كه شفا يافتم و رها شدم!!!